تبلیغات



http://s4.picofile.com/file/7815772682/2bkbcg20aj1ifwgjtxx6.gif

**
الله نورالسماوات والارض مثل نوره کمشکاه فیها مصباح **

آستان مقدس امام زاده حسن(ع)

http://norolhoda.persiangig.com/image/meshkat/%D9%85%D8%B4%D9%83%D8%A7%D8%AA%20-%20Copy.jpg

  
فروش سامانه پیامک


*******************************

پایگاه مقاومت بسیج انصارالحسین(ع) - حوزه 247 محمّد مصطفی(ص)

تقصیر ماست....

تــقـــصـیر مـاســت غـیـبت طولانی شما

بـغــض گــلــو گــرفـته ی پنهانـی شـمــا

در شوره زار معــصیـتم گــریــه مـیـکـنـی

جـانــم فــدای دیـــده ی بــارانـی شــمـا

پــرونــده ام بـرای شـمـا دردســر شــده

وضــع بــدم دلــیــل پــریــشــانــی شما

ای وای من که قلب شما را شکسته ام!

آقا چه شد تبــسـم رحـــمـــانــی شـما

ای یــوســف مدـنه مرا هم حـلــال کــن

عـفـو و گــذشـت سنـت کنـعانی شــما

آیا حقیـقـت است که اصلا شبیه نیست

رفتار مـا به رسم مــســلــمـانـی شما؟

ایران مـا اگـر چـه بسی شاه دیده است

چشم امید بسته به سـلـطـانـی شـمـا

صد ها هزار نوح و سلیمان نشسته اند

در انــتــظــار مــنــســب دربـانـی شمـا

عـشــاق شهر یکسره تعریف می کـنند

از لــحــن و صــوت مــکیه قـرآنـی شما

یا فارس الـحــجـــاز بـرایـم دعـــا کــنـید

درمــانــده اسـت نوکر ایــرانــی شـما!

دریافت صوت(دکلمه):

باران نخواهد آمد....

کـشـتـی نــسـاز ای نــوح، طوفان نخواه آمد

بــــر شــــوره زار دلـهـا، بـاران نـخـواهـد آمــد

شــایـد بـه شـعـر تـلخـم، خــره بــگـیـری امـا

جایی که شفره خالی ست، ایمان نخواهد آمد

رفـــتــی کــلاس اول، ایــن جمــله را عوض کن

آن مــــــــــــــــرد تا نیاید، باران نخواهد آمد...

(اللهم عجل لولیک الفرج)

منبع:http://ehyagareasr.blogfa.com/

زندگی بی مهدی

زندگی بی مهدی ..
مرگ است برای من ..
نه !!
زندگی با مهدی ..
دوستدارم از زندگی بنویسم آن هم " با مهدی " ...
دلتنگم این روزها ..
روزهای زمین بلند است و شب هایش کوتاه ..
دلم می گیرد این شب های زمین : که تا تو می آیی کمی از امورات هستی : آرام بگیری : دوباره صبح می شود و
باید نیامده برگردی ..
مولاجان : این 
باران است از نگاهم بر صورتم می ریزد :
گمان نکنی می گریم ..
دلم بهانه گیر ش
ده : دلم تنگ است ..
کاش می توانستم برای لحظه ای هم که شده : زمان را به
نام مبارکت از 
" گذشتن " بازدارم تا تو کمی آسوده باشی ...
کاش می توانستم این زمین را لحظه ای از چرخیدن باز دارم
تا تو کمی آرام بگیری ..
اما من نمی توانم : من عاشقی بیقرارم فقط همین ..
اما ترا دارم که صاحب این زمان و این زمانه ای :
بیا مولای من : اشارت
ی کن یا زمان بایستد یا زمین ..
من
 ترا می خواهم : می خواهم :
با مهدی بمانم
با مهدی نفس بکشم
با مهدی بخندم
با مهدی اشک بریزم
با مهدی دنیا را عاشقانه قدم بزنم
با مهدی عاشقانه ها بنویسم و برایش بخوانم ..
می خواهم با مهدی : زنده بمانم و زندگی کنم در زمین ..
دلم آسمان نگاه ترا می خواهد : مولاجان بیا ..
مرا هم با خودت به غیبت ببر : من بی مهدی :
ظاهر بودن را نمی خواهم ..
یا خودت ظهور کن یا مرا هم به غیبت ببر ..

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

منبع:http://nokaran14.blogfa.com/

فرمایش دردناک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه

روزی با یکی از افراد که به صورت ظاهر ، چهره‌ی مقدس مآبانه داشت درباره‌ی ظهور امام زمان(عج)، صحبت می کردیم از جمله‌ به ایشان گفتم ما باید مردم را به یاد امام زمان(عج) بیندازیم و برای فرج آن حضرت دعا کنیم.


ramazan

او دست خود را روی گلویش نهاد و گفت: امام زمان بیاید و سرما را بزند؟(العیاذ بالله)

من خیلی دل‌شکسته شدم و بغض گلویم را گرفت و با حالت گریه به منزل رفتم و در مظلومیت امام زمان(عج) اشک زیادی ریختم و حتی غذا هم نتوانستم بخورم.


ادامه نوشته

حضورت در قلب من به پایان رسیده : ظهور کن ..

حضورت در قلب من به پایان رسیده : ظهور کن ..

این زمانه .. این زمین .. این آسمان .. این هستی :

همه برای آمدنت لحظه شماری می کنیم ...

خودت که می بینی : ساعت دیواری خانه ام ، زمان را نزدیک

به ظهور نشان می دهد ...

قلبم خبر می دهد : لحظه های آخر است که در غیبت

" نفس " میکشم ..

چشمانم : لحظه ی تابش آفتاب را در مغرب به نظاره نشسته است : خبر از رسیدن

صبح صادقی می دهد ...

زبانم : به گمانم برای آخرین باراست که "دعای فرج " میخواند و برای آخرین مرتبه

است که صلواتم به " اللهم عجل" میرسد..

دستانم : برای آخرین بار است که بر صورتم کشیده می شود تا اشک هایم را پاک

کند برای نوشتن این عاشقانه های

غریبانه ام به یادت در غیبت ...

قدم هایم : می لرزند : باید این بار در برابر قامت دلربایت :

قیام کنم اما پاهایم به لرزه افتاده :

گویی قرار است قیامتی برپا شود در زمین ..

قلبم به شدت می تپد :

قرار است دلبرم را ببینم : عشقم را : مولایم را :

شنیده ام تا به کعبه نرسیده ام باید سر بلند نکنم تا با اولین نگاهم : حاجتم برآورده

شود اما :

مگر می شود : تو روبروی من ایستاده باشی و

من نگاهم را از تو بگیرم ...

می خواهم عاشقانه و بی پرده تو را ببینم ..

خدایا : می بینی : من به انتهای غیبت رسیده ام در حضور ...

من ظهور می خواهم ...

مولای مرا "ظاهر " کن ...

سلام بر مهدی ... سلام بر ناپیدای زیباروی من ...

سلام بر مهدی ...

سلام بر ناپیدای زیباروی من ...

سلام عزیزتر از جان م ...

سلام همنشین مهربان لحظه های دنیای من ...

سلام همدم تنهایی های من در زمین ...

سلام همسفر عاشقانه های من تا آسمان...

سلام مولای من ...

سلام آقای من ...

نگران حال من شدی ؟

نه : نگران نباش مهربانم ...

خوبم خوب ...

تو را که دارم و این عاشقانه هایت را :

خوبم در زمین : فقط کمی دلم برایت تنگ شده ...

این سلام های عاشقانه را از عمق جان ، از ماورای قلب : تقدیم ت کردم تا بدانی به

اندازه ی سلامی عاشقانه : چشم به راه آمدنت این گوشه ی زمین : چشم انتظار

ایستاده ام تا بیایی ...


کمی مهربانی ات را بر من کم کن آقا :

ببین چقدر بیقرارت شده ام که حتی واژه هایم هم تاب ماندن

بر صفحه ی این دفتر عاشقی را ندارند ...

کاش می آمدی ...

کاش سفرت پایانی داشت : تا می آمدم روبروی قامت دلربایت می نشستم و : برای

ادب بوسه ای عاشقانه بر گوشه ی

عبای آسمانی ات می زدم و آرام می گرفتم اما ...

نه تو به این زودی ها : قصد آمدن داری و نه من چنین لیاقتی

که بوسه ای لبریز از عشق و ادب تقدیم ت کنم ...

مرا ببخش ...

روسیاهم ...

کاش این باران نگاهم کمی آرامم می کرد اما :

با هر قطره اش گویی : دلم بیشتر عاشقت می شود تا ترا

نبیند و به تو نرسد : آرام و قراری ندارد ...

ای دنیا : این را بدان : حتی اگر با مرگ هم مرا از توفیق دیدار مولایم : دور کنی : باز

هم خواهم آمد ...

مرا در عشق آباده ظهور مولایم خواهی دید فقط برای چند لحظه ای که بیایم و

سلامم را حضوری به محضر مولایم

تقدیم کنم و :

جواب سلامی عاشقانه بگیرم ..

خدایا : می دانم حجاب چهره ی جانم شده غبار تنم :

خدایا : بی گناهم کن به نام مهدی ؛ به عشق مهدی :

خدایا :مولای مرا به آخرین پرده از حجاب ظلمت نفس من برسان : مولایم چشم براه

ظهور است :

خدایا مرا هم همراه مولایم : ظاهر کن ...


*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج*


منبع:http://www.mahdaviat14.blogfa.com/

نور حضرت مهدی(عج)در عرش

رسول اکرم (ص) فرمود : وقتی مرا به معراج بردند به جانب راست عرش نگاه کردم علی و فاطمه و فرزندان او را دیدم که نماز می خواندند ودر میان آنان مهدی (عج) مانند کوکب تابان می درخشید . گفتم :ای پروردگار من اینها کیستند ؟        

فرمود :((اینها ائمه اند واین قائم است ،حلال می کند، حلال مرا و حرام می کند ، حرام مرا و ازدشمنان من انتقام می کشد . ای محمد اورادوست دار ودوست بدار کسی را که اورا دوست دارد )).

درخشندگی نور حضرت مهدی (عج) در معراج و امتیاز او بر سایر ائمه (ع) دلالت برعظمت آن حضرت دارد .


منبع:http://qari-qoran.blogfa.com

انتظار


کاش روزی برسه که تیتر اول روزنامه ها بشه مثل این

 

 



منبع:http://www.yoosofezahra313.blogfa.com/

شهادت امام جعفر صادق(ع) رئیس مکتب تشیع

امام جعفر صادق


زمین، آبستن اشک می‏شود. خورشید، قد خم می‏کند و دست‏های ملتمس عرشیان، همگام با فرشیان، شعر بی‏قراری را در آغوش می‏کشند. داغ در گلوی شیعیان منتشر می‏شود تا بلوغ ابری بقیع را نظاره کنند. نبض تاریخ به هم خورده است. نبض تاریخ، به هم خورده است. دشمنان، با زهرشان، قلب تو را نشانه رفته‏ اند تا حوصله خدا را سر ببرند.

با این بدبختی عمیقی که فراهم کرده‏ اند، نه تنها به ساحت سبزت راه نیافته ‏اند، که آتش جهنم خودشان را شعله‏ ورتر ساخته‏ اند. اینان، سپاهیان شیطانند که از دهلیزهای پرپیچ و خم جهالت و نکبت سردرآورده‏ اند. اینان می‏خواهند آینه امامت را بشکنند ؛ ولی دیری نخواهد پایید که مذلت و سرافکندگی خویش را در قامت «وجوه یومئذ خاشعه» تجربه خواهند کرد.خورشید از چشمان تو تقلید می‏کند. هنوز هم دنیا، از شکوه جاری تو وام می‏گیرد. هنوز هم خورشید، از چشمان تو تقلید می‏کند. دانشگاه، به نام تو زنده است؛ حوزه از زلال دانش تو آب می‏خورد و عطش دانش‏اندوزی راهیان عشق، با کلام تو سیراب می‏شود. زمین دیگر بزرگی آن همه عظمت را در این مقام راستین تاب نمی‏آورد.

آخرین لحظه‏ ها از زیستن امام علیه‏ السلام به روی خاک، از صفحه زمان عبور می‏کرد که زمزمه‏ ای عارفانه از زبانی که هماره معطر به ذکر خدا بود، اهالی خانه را به خویش فراخواند. ساعتی دیگر، خانه پر شد از دوستان و آشنایانی که همه حواس خودشان را به شنیدن سخن امام آورده بودند و امامی که همه توان خود را در بیان این جمله ریخت:

«شفاعت ما شامل حال کسی که به نماز بی‏ اعتنا باشد، نخواهد شد... .»

لحظه‏ ای بعد، چشمان فرو بسته امام علیه ‏السلام به روی دنیا بود و آغوش باز خداوند، به روی او.